![]() |
![]() |
|
|
دوستی می گفت:
کاش به جای این همه جمله های آموزنده ای که دوستان از مارکز و بورخس و دکتر شریعتی و توماس ادیسون و گراهام بل و ... می نوشتن ، یه شیر پاک خورده ای پیدا می شد یه چند تا جمله هر چند آبکی هم می گذاشت که بابا جماعت فرهیخته جون مادراتون : الکی پشت ماشین بوق نزن. اگه میری تو خیابون ورود ممنوع به اون مادرمرده ای که مسیر درست رو اومده راه بده. قبل از اینکه چراغ سبز بشه ، نمی شه از چهارراه رد شد. توی خروجی اتوبان مثل همه توی صف خروج ایستادن ، دلیلی بر عقب موندگی ذهنی نیست. خیلی از ماشینها دنده هوائی ندارن ، پس از روی ماشین جلوئی نمی تونن رد شن ، چراغ نزن. خط عابر پیاده غیر از اینکه محل مناسبی برای پارک کردن ، گاهی وقتها هم محل رد شدن پیاده هاست. اگه روزی دو سه تا از این جملات قصار و پندآموز رو بزارین تو صفحه هاتون ، دیگه یه فوتبالیست آفریقائی که معلوم نیست از کدوم جهنم دره ای در اومده ، توی مصاحبه اش نمی گه سخت ترین کار دنیا رانندگی توی تهرونه . باور کنین از کمپین خلیج فارس و آب گرفتن تخت جمشید و خشک شدن دریاچه و ... واجبتره (البته نظر من اینه که اینهام خیلی واجنبد). وقتی با یه اجنبی توی ماشین نشستی ، دائم باید قیافه شرمنده و گردن کج نشون بدی که نه ایرانیان ملت بزرگی هستن ، تمدنشون به اون زمانا میرسه ، از همه دنیا باهوشترن و ..... برچسبها: جامعه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۷ساعت 11:1 توسط لاله اشک |
|
ناهيد خداكرمي*: بسياري از مسائل مطرح مرتبط با سلامت جسمي و اجتماعي ريشه در بيتوجهي مديران و برنامهريزان كشور به پيشگيري و درمان دارد و خاكستر پاشيدن بر زخمها و تجويز مسكن به جاي درمان را به دليل آسانتر بودن بر استفاده از مديريت دانايي و اجماع نظر خبرگان ترجيح ميدهند. سالهاست كه براي برخي از مشكلات مهم راهحلهايي كوتاه، سطحي و آسان ارايه ميدهيم و به جاي پيشگيري و درمان بر روي زخمهاي عميق اجتماعي پانسماني سطحي يا مسكني موقتي تجويز ميكنيم.راهحلهاي فرد محور، في البداهه و بدون هيچ پشتوانه علمي و عملي براي مسائل مهمي كه ميتواند آسيبهاي جدي باشد.اخيراً مشاهده ميشود كه مسئولان و سازمانهاي مختلف نگراني خود را از كاهش تعداد دانشآموزان پسر متقاضي ورود به دانشگاه يا افزايش نسبت دانشجويان دختر در حال تحصيل در رشتههاي مختلف دانشگاهي اعلام ميدارند و بعضا راهحلهايي كه عموماً برپايه محدود كردن دختران در ورود به برخي از رشتههاي دانشگاهي، ازدواج و بچه دارشدن و خانهنشين شدن در سنين پايين است، ارايه مينمايند كه نه تنها نخواهد توانست معضل كاهش دانشجويان پسر را حل نمايد، بلكه ميتواند سبب بروز آسيبهاي اجتماعي، اقتصادي و قضايي بيشتري شود. پاسخ به اين پرسش كه چرا تعداد دانشجويان دختر افزايش و پسران دانشجو هر سال كمتر ميشوند در طرح و پاسخ به اين سوالات اساسي است: آيا مسئولان از خود پرسيدهاند كه چرا نسبت پسران ما در آزمون كنكور نيز كمتر از دختران است ؟ آيا به دنبال بررسي علمي اين موضوع، پژوهشي طراحي و اجرا شده است؟ آيا مشكل در دبيرستانهاي پسرانه است كه سبب ترك تحصيل ميشود؟ آيا در خانوادههاست؟ آيا برگرفته از فشارهاي اقتصادي و اجتماعي جامعه است؟ آيا پسران ما در سنين قبل از ورود به دانشگاه مهاجرت مينمايند؟ آيا حركت جمعيتي كشور اين توازن را برهم زده است ؟آيا شرايط برخورداري از وضع اقتصادي اجتماعي مناسب و تشكيل خانواده در گروه پسراني كه تحصيلات عاليه ندارند بهتر است ؟در دبيرستان هاي پسرانه چه ميگذرد؟ آيا شيوه تربيت پسران در مدارس منجر به آزارهاي رواني نوجوان و در نهايت ترك تحصيل وي ميشود؟ يا نه، ضريب هوشي پسران ما كمتر از دختران شده است؟ مسلماً پاسخ به هيچ يك از اين سوالات آسان نيست و نياز به پژوهشهاي دقيق علمي و مبتني بر جمعيت و همچنين استفاده از نظرات خبرگان كليه صاحبنظران دارد تا بتوان منطبق با آن راهحل ارايه كرد. بعد ديگر اين امر تهديد تلقي كردن برخورداري از تحصيلات عالي دختران است كه تعجب هر انسان دانايي را بر ميانگيزد آنهم در كشوري كه قوانينش بر پايه اصول انسان ساز اسلامي پايهگذاري شده است و پيامبرش كسب علم را بر هر مرد و زني واجب دانسته است. افزايش دانشجويان رشتههاي مختلف دانشگاهي نه تنها يك تهديد نيست بلكه يك فرصت طلايي براي كشور است كه ميتواند طليعه تربيت نسلهاي فرهيخته آينده را نويد دهد. نسلي كه در دامان مادراني دانا و آگاه تربيت خواهند شد. آنچه تهديد است كاهش ورود پسران به دانشگاه است كه نيازمند بررسي عميق و ارزيابي عملكرد كليه نهادهاي تربيتي اعم از آموزش و پرورش، خانوادهها و نهادهاي انتظامي و قضايي و قانونگذاري دارد. آنچه مهم است تدوين برنامههاي عملياتي برگرفته از تنايج پژوهشهاي عميق جمعيتي و همچنين استفاده از مديريت دانش و دانايي است كه با اخذ نظرات كارشناسي كليه كساني كه در عين پدر بودن و مادر بودن سالها از نزديك با جوانان در سطوح مختلف علمي و اجتماعي ارتباط داشتهاند بتواند با تصميمگيريهاي صحيح جوانان كشور را در مسير زندگي سالم قرار دهد. در پايان جملهاي از يك دانشجوي جوان نقل ميكنم كه ميپرسيد آيا مراقبت از حجاب دختران و كراوات آقايان آنهم با گشت ارشاد مهمتر است يا مراقبت از بيتالمال؟ آيا جداسازي سالنهاي مطالعه و مراكز تفريحي مهمتر است يا فراهم كردن شرايط صحيح شناخت دختران و پسران از جنس مخالف در فعاليتهاي معمول روزمره و ترويج ازدواج بر پايه شناخت و ارزشي؟ جوان امروزي كجا بايد زوج خود را پيدا كند در زير زمين خانههاي مجردي يا در سالن مطالعه و محوطه دانشگاه؟كدام آسيب بيشتري دارد؟ اميدوارم كه پاسخي براي اين سوالات داشته باشيم. بحث بعدي روش به دنيا آمدن كودكان اين مرز و بوم است كه دچار چنان بحراني است كه بيم آن ميرود تا در آيندهاي نه چندان دور ديگر هيچ نوزادي به روش فيزيولوژيك و طبيعي متولد نشود. ما نه تنها در افزايش آمار سزارين گوي سبقت را از جهانيان ربودهايم، بلكه ميانگين سن زندگي در داخل رحم نيز كاهش يافته است، بهطوريكه امروزه اغلب زنان باردار در حوالي تاريخ تقريبي زايمان خود و بدون هيچ علايم زايماني در بيمارستان بستري و با انجام زايمان با مداخله(سزارين يا اينداكشن) نوزاد را از حق زندگي داخل رحم ولو براي چند روز و بدون هيچ دليل علمي محروم مينمايند. به نظر ميرسد كه تولد انتخابي نوزاد به هر روشي اگر دليل علمي نداشته باشد از نظر اخلاقي، شرعي و انساني نيز سوالبرانگيز است. ما سالهاست كه در اين زمينه هشدار دادهايم و اعلام كردهايم كه براي سلامت نسلهاي آينده نگران هستيم. كنترل روند فزاينده سزارين و تولدهاي انتخابي با وجود تلاش وزارت بهداشت به كندي صورت ميپذيرد و دليل آن بيتوجهي به استقلال و قابليتهاي حرفه مامايي و مديريت درمان محور در نظام سلامت كشور است. نظام سلامتي كه جز پزشك ساير اجزاي آن در موضع انفعال قرار دارند و تمامي سطوح صنف و ستاد توسط متخصصان رشتههاي باليني پزشكي مديريت ميشود و مدركگرايي و تخصصگرايي مفرط مانع رشد ساير رشتههاي گروه پزشكي شده است.سازمانها، افراد و همچنين گروه مامايي بارها سعي كردند تا صداي خود را همراه با پيشنهادات كاربردي و مبتني بر شواهد بصورت مستقيم و غيرمستقيم به گوش مسئولين محترم برسانند، ولي متاسفانه همواره با غرور و بيتوجهي و يك پا داشتن مرغ تدوينكنندگان نسخه 02 پزشك خانواده مواجه شديم هيچ نقدي را بر نميتابند و ميخواهند تا يك برنامه ملي را با ضعفهايي كه دارد به روشي نه چندان اخلاقي و با تهديد وارعاب و تحت فشار قرار دادن پزشكان و ماماها به اجرا در آورند. ديواري كج كه با خيال امكان اصلاح مشكلات ساختاري آن در طي اجرا، هزينههاي مادي و معنوي بسياري را به نظام سلامت تحميل خواهد كرد. زيرا اصرار بر بينقص بودن اين نسخه و اعلام اصلاح آن در طي اجرا خود مويد ضعفي بزرگ در ساختار و نحوه اجراست كه متاسفانه همگان چشم بر آن بستهاند. *رئيس انجمن علمي مامايي ايران منبع: سایت خبري - تحليلي ملت مقاله ها و تحقیقات بیشتر از خانم ناهید خداکرمی برچسبها: جامعه |
|
+ نوشته شده در
جمعه ۱۳۹۱/۰۴/۲۳ساعت 11:35 توسط لاله اشک |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همه چی از همه جا
|
| برچسبها |
|
اطلاعاتی درباره خوانسار (32) جامعه (25) یادداشت ها (19) روزمره (13) مراسم (13) سفر و طبیعت (12) خاطرات (6) تحصیل (5) ادبیات (4) محیط زیست (3) مقاله (3) زبان (1) سفر (1) خوانسار (1) تاریخ (1) شعر (1) |
|
RSS
|