![]() |
![]() |
|
دیروز رفتم تو دفتر رئیس دانشکده تا به منشی بگم به سرایدار بگه یه جارو کف اتاق من بکشه. از اونجا که تازه اسباب کشی کردم تو این اتاق، فکر کردم سرایدار نمی دونه که یه نفر تو این اتاقه. قبل از این، اتاقم با یه ۲ نفر دیگه مشترک بود و هیچوقت نفهمیدم کی اتاق و جارو می زد. خلاصه دیدم گفتش که ما سرایدار نداریم و هرکسی اتاقش رو خودش جارو می زنه. میخوای برم جارو را برات بیارم؟ گفتم حالا نه فردا. بعدش فکر کردم والا منکه هیچ کاره، یه مدرس نیمه وقت که خارجی هم باشه. حالا اون استادها و دکتر ها رو بگو که خودشون باید جارو بکشند. تا چه برسه که کسی براشون چایی و قهوه بیاره. بعد یادم به رئیس دانشکده امون در ایران افتادم که ۲-۳ تا منشی داشت و یکی کفشاشو واکس می زد و یکی براش صبحونه درست و میکرد و یکی هم هر از چندگاهی یه دانشجو را به اتاق رئیس راه میداد. بعد گفتش که اون سالن اجتماعات رو هم خودش ماهی یه بار جارو می زنه. همینطور ادامه داد: البته قدیما سرایدار داشتند اما بخاطر اوضاع اقتصادی بیشتر کارمندهای تشریفاتی (سرایدار شده بود تشریفاتی) اخراج شدند. و هی طفلی می خواست یه جوری منو توجیه کنه که ناراحت نشده باشم. منهم تشکر کرده با قوز و پوز هاکشنه از داخل اتاقش اومدم بیرون و هی به فکر رفتم که این اوضاع بد اقتصادی اینجا هیچ فرهنگی را بدتر که نکرد، بلکه همکاران را (حالا به هر دلایلی مثل از دست ندادن شغل) پر کار تر و خاکی تر کرد. خلاصه هنوز جارو دست نگرفتم اتاقمو تمیز کنم اما فکر کنم فردا پا پس فردا آخرش باید اینکار رو بکنم. برچسبها: جامعه, روزمره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ساعت 2:34 توسط لاله اشک |
|
|
یکی به من ایمیل زده که تمام وبلاگهای بچه ها مرتبا مورد بررسی و زیر ذره بین قرار دارند. خواستم بگم که ذره بین لازم نیست. همه چی واضع و مبرهن است. خودتان را خسته نکنید. شما هم مثل ما بنویسید. دنیای بدی نیست. کینه و نیت های بد را به دور می ریزد. همه را با هم یگانه می کند. همه را همکار می کند. ------------------------------------- پ.ن.۱- وقتی داشتم ذره بین رو می نوشتم دیدم یه جای کارش عیب داره اما هر چی زور زدم نفهمیدم که با ز نیست با ذ است!! فقط می دونستم که همچین شکلش درست نیست. ممنون از دوست عزیز برای یادآوری. ۱.ن.۲- ممنون از همه دوستان با پیامهای خصوصی و دلگرمی ها.
برچسبها: جامعه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ساعت 10:7 توسط لاله اشک |
|
|
شخصی بنان موسوی برایم کامنتی داد مبنی بر تغییر کاربری باغ مقیمی به حوزه و یا هر بنای دیگر. با تشکر از ایشون که این مطلب را عنوان نمودند اما من بدلیل اینکه مطمئن نبودم نمی توانستم خبر رسانی کنم.
امروز در وبلاگ خبرنامه خوانسار این خبر را با عکسی از باغ مذکور خواندم. خیلی خیلی متاسف شدم. در جامعه ای که ما دم از برابری و عدم تبعیض و قانونمندی می زنیم چرا باید شهرداری توانایی اجرایی نداشته باشد. چرا باید مسئول خرید باغ که نتوانسته از خوانسار مجوز بگیرد از اصفهان مجوز تهیه کند. اصلا مگر استان می تواند قانون را زیر پا بگذارد. پس قانون کجاست؟ اجراییات کجاست؟ خواهش می کنیم. استدعا داریم بیایید و یک بار قانون را شامل حال همه بدانیم. مسئولین! شما روزی باید پاسخ بدهید. حیات خوانسار به باغهای زیبایش وابسته است. باغها را ویران کنیم دیگر خوانساری نیست. دوستان وبلاگ نویسم از شما می خواهم طوماری تهیه کنیم و به استان ببریم. از خریدار این باغ هم که می دانم این پست را خواهد خواند تقاضا دارم که قانون را شامل حال خودتان هم بکنید. قانون در خوانسار تغییر کاربری باغ به مسکونی نمی دهد. به غیر از قانون، درختان این باغ سالهای سال برای خوانسار شغل ایجاد خواهند کرد. بگذارید این باغ گردو بدهد و شکم چندین خانوار را سیر کند. بگذارید طراوتش بر صورت همه بنشیند. منتظر پاسخ از شهردای هستیم. خریدار هم باید پاسخ بدهد.
برچسبها: خوانسار, جامعه, سفر و طبیعت |
|
+ نوشته شده در
شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۳ساعت 20:51 توسط لاله اشک |
|
-وقتی می گیم در سرزمین کفر بلا نازل میشه مثل سیل و توفان و آتش سوزی جنگلها، بخاطر اینه که فساد فراوونه . اما اینو بگم که در دنیا، شهر لاس وگاس فاسد ترینه. پس چرا هیچ بلایی سرش نمی آد؟ یا حتی تایلند! -به این نقشه که پروازهای دنیا رو بصورت زنده نشون می ده نگاه کنید. ما خدای نکرده خوشحال نشیم اگه یه هواپیما یه جای دنیا سقوط کنه و بگیم ببینید همه جا سقوط می کنه فقط در ایران نیست. واقعیت اینه که مقایسه کنیم که در ایران چند پرواز روزانه داریم و در اروپا و آمریکا چند تا؟ بگذار زیاد دور نریم و به کشورهای همسایه امون ترکیه و دبی نگاه کنیم. البته تو این نقشه آمار پروازهای ایران و و خیلی کشورهای در حال توسعه داده نشده. اما اگر هم بود خیلی خیلی کم بود. -اگه فامیلی دارین که تو یکی از این پروازهاست میتونید دنبالش کنید تا وقتی هواپیماش نشست. -یخورده صب کنید تا نقشه بالا بیاد! ------------------------------------------------------ پ.ن.۱- تازه فهمیدم که ایران به آمریکا برای طوفان سندی اعلام کمک رسانی کرده است. یکی نیست بگه چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. هنوز مردم آذربایحان در آن سرما توی چادر زندگی می کنند و خیلی از کمکها به زلزله زده ها از خارج از کشور بصورت خصوصی فرستاده شده. اینم از اون حرفها بود ها!
برچسبها: جامعه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ساعت 6:27 توسط لاله اشک |
|
. منبع عکس. زنان آزار دیده بحرینی، اما در ایران هم کم نیستند. آزار چه جسمی چه زبانی هر دو یک اثر دارد چه بسا که زبانی مخرب کننده روان است و تاثیر آن بسیار بدتر از آزار جسمی است.
خیلی باعث تاسف است که ببینیم آمار قتل، آنهم زنان، بسیار زیاد است که بیشتر آنها بدست همسر و فامیل انجام گرفته است. چون احتمال می دادم که که این آدرس فیلتر باشه این مقاله را با اجازه نویسنده اش سوده راد کپی-پیست کردم. اینهم مقاله: "معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی نیروی انتظامی در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا گفته است در سال ۱۳۹۰ از مجموع قتلهای صورت گرفته، در «حدود ۳۳ درصد» آنها، میان قاتل و مقتول نسبت خانوادگی وجود داشته و افزوده است: «قتل زن توسط شوهر سهم بیشتری نسبت به سایر موارد دارد.» هادی مصطفایی خاطر نشان کرده که در سال ۱۳۹۰، «۱۵ درصد» قتلهای صورت گرفته در ایران با انگیزه «ناموسی» بوده است. بر اساس اعلام اداره مبارزه با جرایم جنایی، در سال۱۳۸۹ «۲۸/۲درصد» از مقتولان زن بودهاند که «۶۲ در صد» از آنها نیز توسط بستگان خود به قتل رسیده بودند. تصویری که بعد از خواندن این خبر در ذهن نقش میبندد تصویری دور، خشونتآمیز و افسوس برانگیز است. شأن انسانی و کرامت اجتماعی زنان انگار دردست بستگان آنهاست و البته وقتی از بستگان سخن می گوییم، متآسفانه منظور – بی اینکه اشارهای کنیم – مردان خانواده هستند. خشونت خانگی در سراسر دنیا عادیترین و شایعترین خشونت فیزیکی است. این خشونت در همه اقشار اجتماعی، همه سنین و همه کشورها و مناطق رایج است. تنها قانون، سیاست، فرهنگ و امکانات موجود برای برخورد با این جرم متفاوت است، ویژگی مشترک در انواع دستهبندیها و بررسیها اینست که بیشتر قربانیان در سراسر دنیا زنان و بیشتر مجرمان هم مردان هستند. و بدترین نوع این خشونت قتل ناموسی است. رابطه بین قتل و قاتل و مقتول چیست؟ چه چیزی موجب میشود مرد قاتل شود و زن مقتول؟ انواع خشونتها و جرمها بیتردید نشان از تفکر و احساسی دارد که همه جای دنیا با آن آشناییم. در بعضی زبانها و فرهنگها آن را حسادت مینامند، جایی آنرا حس قوی تملک، برخی آنرا ناموسپرستی میدانند و دیگرانی هم غیرت… در هر صورت تهمایه اصلی اینها باور داشتن به یک اصل است: «تعلق زن به مرد». این حس مالکیت که تا آنجا پیش میرود که مردی به خود اجازه میدهد جان زن دیگری را بگیرد. بیتردید اگر رفتاری که از این زن سر زده باشد، از یک مرد برآید، چنین مجازاتی در پیش ندارد. اهمیت و شگفتی این پدیده آنجاست که اگر به این زن و مرد تنها به عنوان انسانهایی مستقل و فرای جنیستشان نگاه کنیم، چیزی جز بردهداری – که سالهاست نوع کلاسیک آن بر اندازی شده - نمیبینیم: «تعلق انسانی به انسان دیگر» مقایسه بردهداری با خشونتهای خانگی و اینگونه قتلها شاید در نگاه اول زیادهروی باشد، ولی وقتی به تکرار خشونتهای فیزیکی و روانی مستمر و روزمره نگاهی گذرا بیاندازیم باور میکنیم که سکسیم، یعنی برتری دادن مطلق یک جنس به جنس دیگر و تربیت و رشد آنها برای پذیرش نابرابریهای جنسیتی نوعی از بردهداریست که همچنان برپاست. برای مواجهه با خشونتهای انسانی سیاستهای پیشگیری و مجازات در همه کشورها اجرا میشود و بیتردید نقش آموزش و فرهنگسازی از همه پررنگتر است. این آموزشها وقتی اثربخش میشود که از کودکی و نوجوانی آغاز شود و در رسانههای عمومی نیز یادآوری شود تا بتواند جاهای خالی را در فرهنگ پر کند. برای مواجهه با چنین آمار عجیبی در مورد خشونت علیه زنان و قتل آنها که هر انسانی را به فکر وا میدارد، باید هم به پیشگیری و هم به درمان اندیشید. تا وقتی زنی که قربانی خشونت است راهی برای ترک محل خشونت نداشته باشد، چرا که باز اسیر سیستم مردسالار دیگریست که از او حمایت نمیکند و آنقدر میسوزد و میسازد و دوام میآورد که روزی به قتل برسد! وقتی که زنان به این باور برسند که سهم زندگی و جانشان در آبروی خانه و خانواده به اندازه سهم مردان خانواده است، از این که سیلی خورده باشند و ناسزا شنیده باشند، شرمگین شوند و خشمگین شوند، میتوانند خشونتی که بر آنها روا داشته میشود را متوقف کنند. زن قربانی خشونت تا وقتی زنده است محکوم به صبوری و تحمل است و روزی هم به بهانه «دوست داشتن» مقتول میشود. در این میان چه چیز جز احترام به شأن انسانی و برابر دانستن زن و مرد آیا میتواند زن را از مالکیت مرد خارج کند و زنان و مردان به این باور برساند که هیچ انسانی حق خشونت علیه دیگری را ندارد؟ این تغییر احساس شرم به خشم برای آینده بهتر و آمار پایینتر جرم و جنایت جنسیتی در سایه تلاش تک تک ماست. خشونت، بر خلاف تصویر ذهنیمان، دور نیست. باور کنیم خانه و خانواده، محل امن آرامش است، نه بردهداری جنسیتی."
برچسبها: جامعه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۲ساعت 23:14 توسط لاله اشک |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همه چی از همه جا
|
| برچسبها |
|
اطلاعاتی درباره خوانسار (32) جامعه (25) یادداشت ها (19) روزمره (13) مراسم (13) سفر و طبیعت (12) خاطرات (6) تحصیل (5) ادبیات (4) محیط زیست (3) مقاله (3) زبان (1) سفر (1) خوانسار (1) تاریخ (1) شعر (1) |
|
RSS
|